نیروی نبوغ خلاق
http://www.isaarsci.ir/family%20folder/familysciart45.htm
تجربه ای تازه
دیدین آدم یک آرزوهایی دارد که از خودش خیلی دور می بیند. یکروز مجسمه سازی همینقدر از من دور بود و کم کم راه نزدیک شدن به آن زندگی مثالی را پیدا کردم.
از آن جایی که آرزو بر جوانان عیب نیست یک آرزوی دیگری هم یک گوشه اعماق وجودم بود که خیلی خیلی غیر قابل دسترس می نمود و هیچ راهی آن حوالی به آنسو نمی رفت و آن فیلمسازی بود. چند وقتی بود از اعماق این آرزو با بالاترها آمده بود پس به کند و کاو پیرامون ویدیو آرت پرداختم. سعی کردم در هر گالری ویدئویی پخش می شود سری بزنم بعضا کارهای ساده ای بودند ساده به لحاظ تکنیک و همین به من جسارت شروع کار را داد. با صفر شروع کردم یعنی یک دوربین عکاسی جی تن.
کلا یک خود سوژگی دارم یعنی خودم توی فیلم هستم پس قرار نیست من فیلمبردار باشم. برای محیط کارم دنبال جای عجیب و غریب و سوژه های پیچیده نمی گردم . همه چیز همین جاست . بازیگر منم /دیالوگی در کار نیست تصویر خودش باید حرف بزند/ صحنه یک جایی همین حوالی یک گوشه خانه نیازی به دشت و صحرا نیست .نیازی به جاهایی که نیاز به مجوز باشد نیست. یک گوشه که بشه دوربین را کاشت معمولا جا را انتخاب می کنم دوست دارم یک جا با ویژگیهای خودش باشد تا اینکه با دست کاری به فضا برسم. نمی خوام مصنوعی به نظر برسد.یک اتاق برای خودش روح دارد و زندگی در جریان است از همان استفاده می کنم شاید هم یکروز برای رسیدن به فضایی که می خوام صحنه را ایجاد کنم ولی طبیعی بودن برام مهم است.
توی این سه ماه سه تا ویدئو ساختم و تجربه زیادی توی این کارها کسب کردم قطعا بدون ایراد نیستند ولی شروع خوبی است. ویدئو سوم که احتمالا اگر کارم در بینال مجسمه قبول شود توی دل مجسمه ام به نمایش در می آید شانس اول را برای نمایش پیدا می کند .
وقتی کار تازه ای را آغاز می کنی نیاز به فید بک دیگران داری و نمایش اثر فرصتی است که عکس العمل و نظر دیگران را در باره کارت جویا شوی من هم منتظر این فرصت هستم.
شخصا به عنوان یک مجسمه ساز ترجیحم اینست که ویدئویی که نمایش می دهم بخشی از مجسمه باشد یا در ارتباط با مجسمه ام باشد.
زندگی من
فراخوان سومین جشنواره بین المللی فجر

این فراخوان در حالی صادر شد که مجسمه سازان در کمال ناباوری با حذف خود از این جشنواره روبرو شدند. در قیاس این فراخوان با فراخوانی که سال گذشته منتشر شد متوجه می شویم که به جای بخش مجسمه سازی که حذف شده بخش پوستر به این نمایشگاه اضافه شده است. نمی دانم که چرا برای اینکه یک بخش به نمایشگاه اضافه شود باید به شیوه حذفی عمل کرد که با توجه به اینکه پوستر به روی دیوار قرار می گیرد و مجسمه و سفال بروی استند،کمبود فضا برای حذف مجسمه سازی بهانه خوبی نمی باشد. سه سال از برگزاری بینال مجسمه سازی می گذرد و با وجود اینکه هر از گاهی زمزمه هایی از برگزاری آن به گوش می رسد حرکت جدی درجهت برپایی آن صورت نمی گیرد .با ربوده شدن مجسمه ها از سطح شهر و برگزار نشدن به موقع بینال مجسمه سازی و حذف شدن مجسمه سازان از جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی فجر این بیم برای مجسمه سازان پیش می آید که مسئولان نسبت به حضور این هنرمندان کم لطف شده باشند. از دست اندر کاران هنر مجسمه سازی و انجمن مجسمه سازان در خواست می شود که به پیگیری چگونگی حذف هنرمندان مجسمه ساز از این جشنواره بپردازند و به برگزاری هر چه سریعتر بینال مجسمه سازی که تا کنون یک سال تاخیر پیدا کرده بپردازند و حضور مجسمه سازان در عرصه هنرهای تجسمی را تثبیت کنند.
مجسمه سازی با یونولیت در نگار خانه فروهر
انجمن مجسمه سازان دست به برپایی یک سلسله فعالیت گروهی زده است، که ١۴ و ١۵ و ١۶ مهرماه شاهد برگزاری اولین نمایشگاه گروهی کارگاهی آن در نگارخانه فروهر بودیم. که هفت هنرمند برای ساخت مجسمه با یونولیت مشغول به کار شدند.
این نمایش با همکاری گالری فروهر صورت گرفته است.همکاری انجمن مجسمه سازان با بخش خصوصی فرصتی است که در آن هنرمندان با دست اندر کاران بخش خصوصی هنر آشنا می شوند و برقراری این ارتباط به راحت تر شدن کار هنرمند با بخش خصوصی منجر می شود.
اگر چنین فعالیتهایی در فضاهای عمومی شهری، پارک ها ، خیابان ها و زیر پل ها صورت بگیرد و به جای بازدید کننده خاص گالری ها بازدید کننده عام هم به تماشای کار کارگاهی هنرمندان بنشینند فرهنگسازی می شود و ذائقه زیبایی شناسی و درک عامه مردم از هنر نیز ارتقا پیدا می کند.
یونولیت ماده به نسبت ارزان و سبکی است که می توان در مدت زمان کوتاهتری نسبت به سایر مواد حجم بزرگی را ایجاد کرد. این هفت هنرمند در روز چهارشنبه در حالی که طرح هایشان را از پیش انتخاب کرده بودند شروع به لایه برداری از بلوک های یونولیت کردند ذرات یونولیت فضا را احاطه کرد و مجسمه سازان در میان این غبار سفید پوش شدند.

انتخاب هنرمندان شرکت کننده در این نمایشگاه طی مشورت انجمن با اساتید و کمیته نمایشگاهی صورت گرفته و توانایی هنرمند در استفاده از این متریال هم در نظر گرفته شده است. این هنرمندان حامد رشتیان، مریم شریفی شورجه، علیرضا فاضلی، نغمه فکور زاده،منصوره فیضی ، مهسا کریمی زاده و فرزین هدایت زاده آثاری با یونولیت را در عرض این سه روز اجرا کردند.
آدمک های حامد رشتیان را از بینال پنجم و نمایشگاه های دیگر به یاد داریم.انسان های دو پاره ای که به حالت نشسته ی زانوی غم به بغل گرفته در حین تنهایی دچار از خود بیگانگی هستند. صورتی ندارند ،جنسیتی ندارند و هویتی ندارند. اشاره به انسان معاصر و تنهایی و از خود بیگانگی اش دارد. این آدمک می ترسید که روزی حتی نیمه دیگرش هم او را به تنهایی رها کند. رشتیان در اثر اخیر خود که در این سه روز با یونولیت به اجرا در آورد ، باز هم یکی از این انسان های عصر معاصر را ساخت که بالاخره آن نیمه هم این نیمه اش را رها کرده و این نیمه باقی مانده هم به زور باطری به زندگی اش ادامه می دهد. در میان این پیکره ی نیمه که بیرون آن به طلایی می درخشد و درونش اش به رنگ قرمز در آمده قاب مجللی جا سازی شده است که تعداد زیادی باطری در آن قرار دارد و آدمک رشتیان با آن ظاهر پر زرق و برقش به زور باطری زندگی را می گذراند.


مریم شریفی شورجه موتیفی از یک فرش ایرانی ایلیاتی که طرح هایی از موجودات خیالی داشته را انتخاب کرده این اتود حجمی شده پرنده را از سالها قبل داشته و این کارگاه فرصتی بود که آن را به اجرای بزرگ در آورد. رنگ هایی که شریفی برای رنگ آمیزی پرنده خیالی اش به کا ر گرفته نیز رنگ هایی برگرفته از گلیم ایرانی است و آن را به رنگ های زرد و نارنجی وته مایه ای از سبز تیره در آورد.پرنده خیالی شریفی میان حیاط گالری فروهر فرود آمده است.


علیرضا فاضلی پیکره ای را با یونولیت اجرا کرده است .بند بند وجود پیکره پیداست و ضمن دفورمه کردن پیکره آن را تقریبا به دو قسمت مجزاتقسیم کرده که با مفصلی به یکدیگر متصل شده اند. بر فضای منفی تاکید شده است . فاضلی با رنگ قهوه ای که بر روی یونولیت به صورت پتینه کار کرده است نمایی از چوب به اثرش داده است.


نغمه فکور زاده از زمان پایان نامه اش در گیر فضاسازی های نرمی بود که نور در آن نقشی اساسی داشت آن زمان با فوم فضاهایی نرم و منحنی را در درون باکس های سیاهی ارائه می کرد، گویی از دریچه ای مخاطب را به درون دعوت می کرد . در آثار اخیرش آن انحنا و نرمی را به بیرون کار هم تسری داده است و حجم هایی گرد را ارائه می کندو سعی دارد که ارتباطی بین بیرون و درون ایجاد کند. حجمی با ظاهر مینیمال می بینیم ولی با نوری که به بیرون می تابد بیننده را به داخل اثر فرا می خواند .در اثر قبلی اش که در نگارخانه برگ به نمایش گذارده بود درون اثر سکوتی معنوی در میان نور های خفیف حکم فرما بود. در این اثر فضایی مرموز و وهم آلود می بینیم ، که نمی دانیم در اعماق آن چه می گذرد.



منصوره فیضی سابقه کار با فوم و اسفنج را در کارنامه خود دارد. او در اثر خود نشست من با من که در بینال پنجم به نمایش در آمد ،در اسفنج فضایی از اندرونی شخصی ایجاد کرده بود و یک صندلی در دل آن نشانده بود که خلوت و تنهایی اش را به حجم در آورده بود. منتظر یکی از آن صندلی ها و فضاها از سوی فیضی بودم که دیدم او از خلوت خود بیرون آمده و در جمع مجسمه سازان با شوق مشغول به کار گروهی می باشد و این اثر که خلق می کند شوق آواز نام دارد که فرمی تلفیقی از پرنده و لانه می باشد. اثر او که قرار بود رنگ آمیزی شود با آثار هفته آینده در گالری فروهر نمایش داده می شود و مشتاق دیدن پرنده او بعد از رنگ گذاری هستم.

مهسا کریمی زاده از همان روزهای دانشکده که برای پایان نامه اش کار می کرد ذراتی از زیر میکروسکوپ گرفته تا کهکشان ها را در نظر داشت و ذرات معلق رنگی در کلیه آثارش دیده می شد. این بار همان ذرات ریز را بزرگتر با یونولیت اجرا کرد.او به دنبال خلق فضایی است که بتواند آدم ها را به درون آن دعوت کند و آنها در میان این ذرات معلق راه بروند. با توجه به امکانات حیاط گالری فروهر او این ذرات معلق اش را که به رنگ قرمز در آورده بود را به روی درخت رونده در کنج حیاط پراکنده کرد.


فرزین هدایت زاده مترسک را یک نشانه می داند. مترسک نماد حفظ حریم است و گاهی به او بی اعتنا می شوند و به حریمش تجاوز می کنند و این پای در بند و چوب در آستین دستش از دنیا کوتاه است و نمی تواند عکس العملی نشان دهد. او تنها و محدود است. هدایت زاده چندی است فکرش در گیر مترسک است و از آنجایی که فکر و تجربه هنرمند از هنرش جدا نیستند حاصلش همین مجسمه مترسک هدایت زاده است که می خواهد از حریم اش در گالری فروهر هم پاسداری کند.هدایت زاده به استفاده از اکلیل این روز ها تمایل زیادی پیدا کرده است که همین مترسکش را هم متالیک نقره ای کرده است.


در غروب جمعه ١۶ مهرماه آثار نهایی شده هنرمندان به نمایش در آمد، هفته آینده هفت هنرمند دیگر به کار با یونولیت در حیاط فروهر می پردازند. این هنرمندان قابلیت های یونولیت را به گونه های مختلف به کار گرفتند و احجام متنوعی را خلق کردند.
نمایشگاه سفال هنری معاصر ایران

نمایشگاه سفال هنری معاصر ایران جمعه ١۶ مهرماه ١٣٨٩ در موزه امام علی واقع در:
تهران - خیابان ولی عصر-روبروی بزرگراه نیایش - بلوار اسفندیار- شماره ٣۵ افتتاح می شود.این نمایشگاه توسط انجمن سفالگران برگزار می شود و ضمن مروری بردوسالانه نهم سفال و سرامیک آثار جدیدی از اعضا انجمن هنرمندان سفالگر را به نمایش می گذارد.
نمایشگاه تا ٢٧ مهرماه برپاست.
گفتگو با نگار مبارک زاده
به بهانه نمایشگاه هنرهای تجسمی آزادگان با نگار مبارک زاده به گفتگو نشستم.
اثری که برای این نمایشگاه فرستاده بود که متاسفانه به افتتاحیه نرسید اتاقکی است که فضای داخلی و دیواره های خارجی آن با تصاویری از آبی آسمان و ابرهایش پوشیده شده است.این اتاقک زندان مانند به مثابه سلولی است که رو به رهایی و آزادی باز شده است. دو دمپایی که در کف سلول به روی هم سوار شده و در باز یاد آور پرنده ای است که از قفس پریده و به سوی آزادی پر کشیده است.

ماهان:نگار جان ابر را در کارهای قبلی ات هم دیده بودم،آدمی که روی ابرها می دود به دلیل خاصی از ابر استفاده می کنی؟
نگار:یک دوره کاری حدود ٢ سال است که از المان ابر توی کارم استفاده کردم. ابر یک فرم آزاد و در حال تغییر است و حس آزادی و رهایی دارد همانطور آدم ها هم در حال تغییر هستند ابرها هم تغییر شکل می دهند. ابر تمیز و پاک است و حس سبکی دارد. در اثری که گفتی آدمی که روی ابرها می دود آدمی است که به سمت طبیعت دارد پرواز می کند و در حال رها شدن است.
ماهان: این اثرت مثل اینکه جزو آثار منتخب هم بود که با عنوان بسوی آینده ارائه داده بودی،فضای کارهات خیال انگیز است خودت کارت را در چه دسته بندی و سبک و سیاقی جای می دی؟
نگار:شاید به فضای سورئال نزدیک باشه، آدم هایی که توی کارهام هستند رمانتیک هستند ولی به دنبال افکار نو و تغییر لحظه به لحظه هستم.
ماهان: به نظر من که فضای کارت خیال انگیز و شعر گونه است و دست مخاطب را می گیری و به داخل یک فضای خیالی و رویایی دعوت می کنی.برای متریال از چه متریالی ترجیح می دی که استفاده کنی؟ و آن را چگونه به کار می گیری؟
نگار:متریال مهم نیست که چه باشد هر چی که به کارم بیاد استفاده می کنم . ولی معمولا متریال سبک را به کار می گیرم که حس آزادی را در کارم تشدید کند. فضای کارم هم متمرکز نیست به صورت چیدمان پراکنده المانها به سوی تکثر می رود.
ماهان: چطور یک ایده در ذهنت شکل می گیرد و شروع به کار می کنی؟
کاملا اتفاقی شروع می کنم، دائما در گیر کارم هستم و خوب دیدن مهم است. هر چی که ببینم توی کارم می آورم.به همه چیز به چشم ایده پردازی نگاه می کنم و بر داشتم در کارهام منعکس می شود. در یک سری از فیگورهام هم چشم را به صورت اغراق شده در چهره آوردم . چشم نماد آگاهی است مثل اینکه از بالای ابرها با دیدن برهمه چیز اشراف دارد..
ماهان:جایگاه هنر و مجسمه سازی در زندگیت چیه ؟
نگار:کار هنری اون چیزیه که خلا درونیمو باهاش پر می کنم. بوسیله بیان هنری می توانم آنچه که واقعا هستم را نشان بدهم و همیشه ذهنم در گیر کارم هست حتی زمانی که در سفرم و امکان مجسمه سازی برایم نیست طرح می زنم و عکاسی می کنمو منفک شدن از کار هنری برایم سخت شده است.
ماهان: موفق باشی و ممنون که وقت گذاشتی منتظر کارهای جدیدت هستیم.

بازار آهن فروشها
وقتی مجسمه ساز بودن را انتخاب می کنید گذارتان ممکن است به هر کجای این شهر بیفتد. و امروز گذارم به بازار آهن فروشها افتاد. برای نصب یکی از مجسمه هایم نیاز به یک تسمه آهنی داشتم که دایره شکل باشد به آهنگری محله مراجعه کردم ، به من گفتند که باید تسمه نورد شود و پیشنهاد کردند به بازار آهن فروشها بروم. پرسیدم کجاست گفتند پشت فرودگاه مهر آباد، از آنجا که برای کار مجسمه سازیم به قله قاف هم که لازم باشد می روم و روزی که تصمیم به انجام کاری بگیرم صد البته حتما باید در همان روز انجام پذیرد راهی شاد آباد و بازار آهن فروشها شدم. بماند که پشت فرودگاه مهر آباد همانا و کیلومترها رفتن و رفتن همان ولی بالاخره پرسان پرسان به مقصد رسیدم. یک لحظه درنگ کردم ، معمولا این جور جاها که می خواهم بروم لباسهای ساده تر و مردانه تری می پوشم ولی دیگر چاره ای نبود، پیاده شدم. اولین مغازه که صاحبین بشر دوستی داشتند گفتند که جنس را مهیا می کنند. یک جوانمرد به همراه من آمد و به اعماق این بازار مردانه آهن فروشها و گاراژ جبار زاده رفتیم. جون می داد که مسعود کیمیایی صحنه هایی از قتل و دعوا را آنجا فیلم برداری کند.

در اینجا هر تسمه و نبشی و هر چیز فلزی دیگری را نورد می کردند(به صورت دایره شکل در می آوردند)، برای من خیلی جذاب بود و ایده ها و طرح هایی هم با این حوزه امکان جدیدی که باهاش روبرو شدم به ذهنم رسید و به تسمه دایره شکل با قطر پنجاه سانتی متر هم دست پیدا کردم.

چگونه مجسمه می سازم
معمولا به موضوع و فرمی که می خواهم بسازم فکر می کنم. ممکن است این فکر موقع رانندگی به ذهنم برسد و در ذهنم روی فرم کار می کنم ، مکن است از دیدن چیزی الهام بگیرم، کلا زمانی که ذهن در گیر کاری مثل مجسمه سازی باشد هر چیزی در محیط پیرامون را مربوط به کارش می بیند و فکر می کند که چگونه آن را بکار ببندد.
وقتی وارد کارگاهم می شوم می دانم که می خواهم چه بسازم.ابعاد و لوازم آن از پیش در ذهنم مشخص شده تا این مرحله با خود آگاهم تصمیم به ساخت مجسمه گرفته ام. از این لحظه به بعد ناخود آگاه ریش و قیچی را به دست می گیرد و او با گل تصمیم می گیرند که به چه شکلی در بیایند. حتی گاهی خودم از نتیجه کار شگفت زده می شوم و با فکر اولیه من متفاوت است و با اصالت تر هم می باشد.
مثلا یک روز تصمیم به ساخت مجسمه ای با موضوع آب داشتم و نتیجه کار من را به یاد آتش انداخت و منجر به ساخت مجموعه ای با موضوع عناصر چهار گانه گردید و اینکار در دست خشک شدن و پخت است که بعد از آن باید لعاب بخورد . معمولا در مجسمه رنگ خیلی نقش ندارد البته در متریالهایی مثل سنگ و چوب و برنز رنگ ماده است که رنگ اثر را مشخص می کند ولی ویژگی لعاب اینست که به گل پخته رنگ می بخشد و رنگ در بیان مفهوم به یاری هنرمند می آید. در عناصر چهارگانه رنگ است که کمک به نشان دادن چهار عنصر می کند.
همچنان قصد ساخت مجسمه ای با عنوان آب برای نمایشگاه گروهی که با دوستانمان در پیش داریم دارم امروز به کارگاهم می روم تا ببینم چه می شود یکی دو طرح در نظر دارم.برای دو نمایشگاه با موضوع مذهبی مربوط به امام رضا هم کارهایی در دست انجام دارم. هفته پر کاری در پیش است.
سری بزنیم به سفالگری
من بیش از اینکه سفالگر باشم مجسمه سازی هستم که از سفال برای ساخت مجسمه هایم استفاده می کنم. گل راحت ترین ماده در دستان من است و می توانم به هر شکلی که بخواهم در بیاورم.
یعنی با چرخ سفالگری کار نمی کنم حتی ظرف هایم را با دست می سازم.قرینه نبودن و دفرمگی هایش را هم دوست دارم.

کار کردن با گل ابزار خاصی از نظر من نمی خواهد با یک کارد آشپزخانه می توان تمام فرمها را در آورد و انگشت را که به گل می کشی انگار داری بهش روح می دمی. البته کار کردن با گل تکنیک هایی می خواهد که به مرور قلقش دست آدم می آید.
یک کار گلی برای اینکه قابل نگهداری شود نیاز به پخته شدن دارد. که صد البته باید کاملا خشک شده باشد که خشک کردن کار پروسه است که زمان می برد.
هیچگاه کار گلی را با شک خشک نکنید کار را داخل نایلون بپیچید تا به مرور عرق کند و خشک شود. ممکن است حتی سه هفته طول بکشد. البته بسته به قطر کار دارد . معمولا یک کار گلی برای اینکه قابل پخت باشد قطر زیادی نباید داشته باشد. ماکزیمم ۴ و ۵ سانتی متر . اگر نه ترک می خورد و می شکند. برای همین کار را تو خالی می سازیم. کلا هم استعداد ترک خوردن دارد کم کم قلق کار دستتان می آید.
کار گلی ٨٠٠ الی ٩٠٠ درجه سانتی گراد در کوره حرارت می بیند که ١٠ الی ١٢ ساعت طول می کشد پس از آن هم باید منتظر خنک شدن کوره بمانید حتی یکروز ، نزدیک صد درجه که شد می توانید کم کم در کوره را باز کنید.
من شخصا لعاب را برای سطح سفالین می پسندم. پتینه ها و رنگ ها را هم می توان برای رنگ کردن سفال به کار برد ولی از ارزش آن می کاهد و تنها لعاب به آن ارزش افزوده هنری می بخشد. که پس از زدن لعاب کار باید مجددا پخته شود و تا ١٠٠٠ درجه سانتی گراد پخته شود.حالا اثر شما مقاوم است و قابل شستشو.
فراموش نکنید که دوام سفال زیاد است سنگ ها سائیده می شوند و از بین می روند همانطور که از تخت جمشید می بینیم چه باقی مانده است ولی سفال از ٨٠٠٠ سال قبل از میلاد باقی مانده است و در حفاریها تنها چیزی که باقی مانده یک تمدن کهن شناخته می شود سفالینه است.
گل مناسب برای کار همان گل رس می باشد که برای مجسمه سازی به اصطلاح لویی دارش را استفاده می کنیم که چسبندگی بیشتری دارد.
حکایت این روزهای من
این روزها در گیر کارم هستم دنبال پایه سنگی در خیابان شوش و از دست در آوردن کارهام ، برای یک نمایشگاه می خواهم کار بفرستم . سرم شلوغه کارها که آماده شدند با شرح و تصاویر می آیم. در ضمن خیلی خرج دارد
و بدو بدو از این سر شهر به آن سر و برای من خانه نشین سخت.
اینم نقاشیم
یک ذره از کارهای خوبم
گفته بودم که دارم ظرف درست می کنم حالا دارند تبدیل به مجسمه های مذهبی می شن از سرو و نمادهای عاشورایی دارم استفاده میکنم تازه تو کار زیور آلات هم زدم امروز روز پر کاری بود راضیم
راستی
اگه فرصت کردید به سایت من سر بزنیدwww.mahanmomeni.com در این سایت میتوانید از مجسمه ها و ظروف سفالی و نمایشگاه های من دیدن کنید به زودی عکس گربه هام هم اضافه میشود
ظرفهای من
در حال حاضر ظرفهایی با تم مذهبی می سازم از اسماء الله، علی، حسین و نمادهای عاشورایی استفاده می کنم.
نظرات ()


